فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

37

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

هم بدون آب و حمام جهت وضو و غسل نمىتوانند زندگى كنند . من كه جمعيت ولاديقفقاز را مخلوط مىديدم نمىدانم در باب سكنهء تفليس چه بگويم ؟ روس و يونانى و ترك و گرجى و ايرانى و ارمنى و تاتار و تركمن هر روز دوش‌به دوش هم در كوچه‌ها پراكنده‌اند . حتى يك عده از آلمانىهاى و ورتمبرگى نيز در اينجا مهاجرنشينى جهت خود ترتيب داده‌اند و فرانسويان هم در شهر جديد يعنى قسمت روسى تفليس به ادارهء مهمانخانه‌ها و رستوران‌ها و مغازه‌هاى تجارتى مختلف مشغولند . قصر حكمران كل اگر چه جديد البناء است و به فرمان گراندوك ميخاييل برادر آلكساندر دوم ساخته شده ليكن اطاق‌هاى آن به سبك ايرانى مزين به آينه‌هاى كوچك و بزرگ متعدد ديوارى است و گچ‌برىهايى دارد كه آن را به بناهاى قديمى بيشتر شبيه مىكند . روز هشتم سپتامبر ( - دوازدهم محرم ) ساعت پنج بعد از ظهر سوار ترن شديم و پس از سه ساعت به ايستگاه آكستافا « 1 » رسيديم و شب را در قطار خوابيديم . سرتيپ بكلميچف « 2 » آجودان سابق امام شامل ما را مصاحبت مىكرد . 9 سپتامبر - 13 محرم صبح نهم چون از خواب برخاستيم در ايستگاه اكستافا رفت‌وآمد و جنب‌وجوش بالنسبه زيادى ديدم و صاحب منصبانى كه لباس تمام رسمى در بر داشتند در ميان جمعيت مشاهده مىشدند ، بعد معلوم شد كه شاهزاده دوندوكف كرساكف حمكمران كل قفقازيه وارد شده و در اتاق پذيرايى منتظر اعليحضرت است . اين حكمران كه ما در قصر او در تفليس منزل كرده بوديم به مصب شط كورا رفته بود تا صيدگاه‌هاى مهم آنجا را كه هر سال به چهار صد هزار منات اجاره داده مىشود بازديد كند . حكمران لباس سرتيپى در بر داشت و معلوم بود كه به آن مىنازد و حق هم داشت زيرا كه او در جنگ معروف پلونا « 3 » در موقع حمله سركردگى يك عده از سواران روسيه را عهده‌دار بود .

--> ( 1 ) . AKstafa ( 2 ) . BeKlemichef ( 3 ) . PleWna